برگزاری نشست دانشجویی در بیرجند؛ از توجه به پیامدهای جنگهای ترکیبی تا مفهوم بازسازی در افق پساجنگ
به گزارش روابط عمومی جهاددانشگاهی خراسانجنوبی، معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه بیرجند با همکاری سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان جنوبی، نشست هم اندیشی دانشجویی را با موضوع بازسازی و ارتقا زیرساختها در افق پساجنگ رمضان در میدان مادر بیرجند و در جمع مردم و با حضور استاندار خراسان جنوبی برگزار کرد.
این نشست به بررسی پیامدهای جنگهای ترکیبی و مفهوم جدید بازسازی در دوران پس از منازعات پرداخت.
در این رویداد، تأکید شد که جنگهای امروزی به دلیل ماهیت ترکیبی و چندوجهی خود، پایانی قطعی نداشته و به اشکال مختلف ادامه مییابند. این امر، مفهوم بازسازی را از فعالیتی صرفاً پس از جنگ، به فرایندی مستمر و همزمان با مدیریت تهدیدها تبدیل کرده است.
در این راستا، “امنیت شبکهای” به عنوان چارچوبی برای درک گستره تهدیدهای نوین مطرح شد که در آن، عوامل غیرنظامی نیز به اندازه تهدیدهای نظامی بر امنیت ملی تأثیرگذارند. بازسازی نوین باید علاوه بر جبران خسارات فیزیکی، بر تقویت سرمایه اجتماعی، تابآوری اقتصادی، پایداری محیطزیستی و حفظ کارکردهای حیاتی تمرکز کند. تجربیات جنگهای گذشته نشاندهنده ضرورت آغاز سریع بازسازی همزمان با تداوم تهدیدات برای جلوگیری از انباشت آسیبهاست.
همچنین در ابن نشست، تدوین “سند ملی بازسازی” با مشارکت نهادهای مختلف به عنوان گامی اساسی برای ارتقای تابآوری ملی و کارآمدسازی مدیریت بحران ضروری دانسته شد.
طه اکرمی؛ عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه بیرجند در این نشست با بازخوانی ویژگیهای منازعات معاصر، بیان کرد: این ویژگیها نشان میدهد که جنگهای امروز بهدلیل ماهیت ترکیبی، طولانی و چندسطحی خود فاقد پایان قطعی هستند و در قالب فشارهای امنیتی، اقتصادی، زیرساختی و شناختی استمرار مییابند.
وی افزود: بر اساس محتوای ارائه شده، این تحول موجب میشود که بازسازی از یک فعالیت مرحلهای و پس از جنگ، به یک فرایند همزمان، پیوسته و وابسته به مدیریت تهدید تبدیل شود.
اکرمی با اشاره به اینکه در پژوهشها مفهوم «امنیت شبکهای» برای توضیح گستره تهدیدهای نوین به کار گرفته میشود، تصریح کرد: عوامل غیرنظامی—مانند بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی و بهداشتی—میتوانند به اندازه تهدیدهای سخت بر امنیت ملی اثرگذار باشند؛ بنابراین، بازسازی باید علاوه بر جبران خسارات فیزیکی، به تقویت سرمایه اجتماعی، تابآوری اقتصادی، پایداری محیطزیستی و حفظ کارکردهای حیاتی توجه کند.
وی تصریح وکرد: همچنین با توجه به تجربه جنگهای تحمیلی سه گانه، حکمرانی مشارکتی، یادگیری نهادی، ایجاد صفحه بومیبازسازی و ... توصیه شده است. این تجارب نشان میدهد که آغاز سریع بازسازی، همزمان با تهدید، برای جلوگیری از انباشت آسیبها ضروری است.
وی با تاکید بر تدوین «سند ملی بازسازی» با مشارکت نهادهای مختلف بهعنوان گام اساسی برای ارتقای تابآوری ملی و کارآمدسازی مدیریت بحران، یادآور شد: براین اساس، الگوی بازسازی بومی کشور باید دارای کمهزینه، مستمر و کمپشیمان باشد.
در این نشست، تعدادی از دانشجویان نیز به تبیین پیشینه تاریخی و اهمیت راهبردی خلیج فارس پرداختند. آنان با اشاره به اسناد و مدارک تاریخی، بر قدمت نام خلیج فارس و هویت ایرانی این آبراه بینالمللی تأکید کردند و اهمیت آن را در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مورد بحث و بررسی قرار دادند. این بخش از سخنان دانشجویان، بُعد دیگری به نشست هماندیشی افزود و بر اهمیت حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی در منطقه تأکید کرد.
علیرضا شیروانی، دانشجوی علوم دانشگاه بیرجند نیز در این نشست با اشاره به سیره اما صادق(ع)، گفت: امام صادق (ع) در دوران پرآشوب انتقال قدرت از امویان به عباسیان، در میانه یک فضای پساجنگ دائمیِ سیاسی و اجتماعی قرار داشت. جامعه اسلامی آن روز، با آسیبهای عمیق ناشی از درگیریها و انحرافات مواجه بود. در چنین شرایطی، ایشان به جای تمرکز صرف بر بازسازی ظاهری و سیاسی، به بازسازی زیرساختهای فکری و علمی امت پرداختند.
وی افزود: مناظرات ایشان یک استراتژی زیرساختی و الگویی برای ایجاد شبکه های تاب آور بود. در زمانی که جنگهای داخلی و اختلافات، پایههای فکری جامعه را سست کرده بود، امام (ع) با تربیت چهار هزار شاگرد در علوم مختلف و مناظرات استدلالی، در واقع شبکه علمی و فکری مقاومتی را بنیان نهادند. این کار، نوعی بازسازی عمیق و ماندگار بود که اثرات آن قرنها ماندگار شد. ایشان ثابت کردند که پس از هر جنگ و درگیری، بازسازی فکر و علم، مقدم بر بازسازی سنگ و آجر است.
شیروانی ادامه داد: نکته دیگر آنکه این شبکه گسترده و غیرمتمرکز از شاگردان امام، در جغرافیای وسیعی پراکنده شدند و به دلیل ساختار توزیعشده و تکیه بر استقلال فکری هر عضو، در برابر فشارها تابآور بود. این، درس کلیدی برای بازسازی پساجنگ است: تابآوری یک سیستم، در گرو تمرکززدایی و ایجاد قابلیت خوداتکایی در اجزای آن است. خواه این سیستم، یک شبکه علمی باشد، یا یک شبکه لجستیک، ارتباطی یا مدیریت بحران.
وی بیان کرد: امام صادق (ع) نشان دادند که فرصت پساجنگ، باید به فرصتی برای تحول در روشها، نوسازی ساختارهای دانشی و ایجاد شبکههای مقاومتر تبدیل شود. ما امروز پس از جنگ رمضان، تنها به فکر تعمیر سامانههای آسیبدیده نیستیم؛ بلکه باید به فکر تربیت نیروهای متخصص در علوم جدید و ایجاد شبکههای غیرمتمرکز و تابآور باشیم.
شیروانی یادآور شد: امیدواریم که روحیه علممحوری، ژرفاندیشی و زیرساختسازی ماندگار امام صادق(ع)، الهامبخش تصمیمات ما در این جلسه باشد تا بتوانیم از این فرصت، نه فقط برای ترمیم، که برای تحول در معماری دفاعی کشور استفاده کنیم.
گذار ایران از قدرت منطقهای به قدرت جهانی با تسلط بر تنگه هرمز
عاطفه قاصیزاده، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه بیرجند، نیز در این نشست در تحلیلی پیرامون گذار ایران از جایگاه قدرت منطقهای به قدرت جهانی، بر اهمیت تسلط بر تنگه هرمز به عنوان یکی از عوامل کلیدی در این فرآیند تأکید کرد.
وی با اشاره به لزوم تحلیل دقیق تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در سطح ملی و بینالمللی، گفت: امروز شرایط ما ایجاب میکند که با نگاهی دقیق و مبتنی بر دادهها و تجربهها، روندها و سیاستها را مورد واکاوی قرار دهیم؛ چرا که تنها از رهگذر گفتگو، تحلیل و تبادل اندیشه است که میتوان به تصمیمات خردمندانه و آیندهنگر دست یافت.
قاصیزاده در بخش اول تحلیل خود به ویژگیهای ایران پس از جنگ به عنوان یک قدرت جهانی با پتانسیل ژئو استراتژیک پرداخت و توضیح داد که گذار از قدرت منطقهای به جهانی، فرآیندی پیچیده، چندبعدی و بلندمدت است که در تعامل میان نظام بینالملل، ظرفیتهای داخلی کشور و متغیرهای مختلف اقتصادی، تکنولوژیک، فرهنگی و امنیتی شکل میگیرد. وی افزود که یک قدرت بزرگ باید از ویژگیهایی چون قدرت نظامی، اقتصادی، فناوری، وسعت سرزمینی و جمعیتی کافی برخوردار باشد و بتواند از استقلال و منافع حیاتی خود دفاع کند. حوزه نفوذ چنین قدرتی باید از منطقه فراتر رفته و نظام بینالملل را در بر گیرد و مهمتر از همه، خود کشور باید اراده و آمادگی لازم برای ایفای نقش جهانی را داشته باشد.
این دانشجو، قدرت منطقهای را دولتی تعریف کرد که توانایی اثرگذاری قاطع بر امور امنیتی، اقتصادی و سیاسی محیط پیرامونی خود را دارد اما نفوذ بینالمللیاش محدود است. در مقابل، قدرت جهانی کنشگری است که توانایی شکلدهی پایدار به قواعد، هنجارها و روندهای جهانی در حوزههای مختلف امنیتی، اقتصادی، تکنولوژی، انرژی و فرهنگ را داراست.
قاضیزاده در ادامه به مراحل کلیدی این گذار اشاره کرد: تثبیت منطقهای یکی از مراحل به معنای دستیابی به ثبات نسبی در محیط پیرامونی و کسب توان اثرگذاری قابل اتکا بر همسایگان است و ادغام در اقتصاد بینالملل به معنای ورود به زنجیرههای ارزش جهانی، بینالمللی کردن استانداردها و کاهش وابستگی به منابع محدود از دیگر مراحل است.
وی با اشاره به گسترش حوزه نفوذ به معنای استفاده از ابزارهای اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیک یا امنیتی برای فراتر بردن دامنه اثرگذاری از قلمرو منطقهای، بیان کرد: این تحلیل در چارچوب آکادمیک ارائه شده و بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز در تحقق این گذار تأکید دارد.

